تبليغاتX
آه پروانه های همیشه

وصالی دوباره

سلام به دوستان خوب ومهربونم از اینکه بیادم بودید و چراغ کلبه کوچک منو روشن نگه داشتید ممنونم.... خیلی دوستتون دارم .........

بعد از یک ماه و نیم نبودن یه عالمه چیزایه تعریف کردنی براتون دارم امیدوارم حوصله کنید و بخونید.

قضیه اینترنت

بعد از یک ماه انتتظار یه روز که خیلی حوصلم سر رفته بود پیش خودم گفتم بهتره یه زنگ به شرکت وصل اینترنت بزنم و خواهش کنم یه کم زودتر اینترنتم رو وصل کنند . بعد ازگذراندن تشریفات اولیه به اطلاعم رساندند که من دیگه عضوآن شرکت نیستم.....دنمی دانستم خوشحال باشم یا ناراحت عصبانی باشم یا دادبزنم یک ماه منو معطل خودشون کرده بودند اخرش هم هیچی به هیچی با عصبانیت علتش را پرسیدم و اونها جواب دادند مسئول تو در شهر قبلی به ما گفته که تو دیگه نمی خوایی عضو شرکت ما باشی(راست میگفتند من به مسئولم یه بار نه هزاربار گفته بودم میخوام شرکتم را عوض کنم ولی نه حالا چون من تا یکسال میبایست عضو انجا میموندم وگرنه پول ششماه باقی مونده باید یکجا می پرداختم ) نمی دانستم قبول کنم یا نه اگه قبول می کردم باید یک بار دیگه با اون شرکت قرارداد یکساله میبستم یعنی شش ماه از این طرف  میشد یکسال ونیم پیش خودم گفتم بهتره جریمه اش را بدهم و خودم را خلاص کنم و از این شرکت بیام بیرون....این شد که من با شرکت دیگری قرارداد بستم و تونستم دوباره روی ماه وبلاگهای شما رو ببینم وگرنه باید دو ماه دیگه صبر میکردم تا وصل بشه.....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:9 توسط ترانه |