تبليغاتX
آه پروانه های همیشه
یک خاطره .......

تقریبا دوشب پیش بود که به پانی گفتم :آدرس جایی رو داری که بتونم آهنگ وبمو عوض کنم دیگه ازش خسته شدم . پانی هم آدرس یه سایتی رو بهم داد وباهم رفتیم اونجا که من یه آهنگ دیگه انتخاب کنم هیچ کدوم از آهنگهاش چنگی بدل نمیزد میخواستیم بیایم بیرون که یکهو چشمم افتاد به قسمتی که روش نوشته بود فرانسه من که آهنگهای فرانسوی رو خیلی دوست داشتم به پانی گفتم بریم اونجا رو هم سر بزنیم ودیدم که فقط مونامو را داره ترانه و آهنگی که من خاطره ها با اون داشتم.......

فقط چهار سال و نیمم بود که برای همیشه پیش پدرم اومدم خونه ای که برعکس خونه خانواده مادرم خلوت٬ ساکت و به نظر من سوت و کور می یومد با پدری که خود را به من شاد نشون میداد ولی در اصل بسیار غمگین و افسرده بود ودر بعضی مواقع عصبی ولی بسیار مهربان..... توی اون خونه که دیگه خونه من بود تنها دلخوشی من نگاه کردن به برنامه کودک بود. تازه یک سالی از انقلاب میگذشت و هی برقها میرفت اونهم عد موقع برنامه کودک ومن اونقدر احساس غربت و تنهائی می کردم که فقط چاره اش گریه وبهانه جویی بود. دلم برای مامانم خیلی تنگ شده بود ولی اینقدر میفهمیدم که اجازه حرف زدن درباره اونوندارم و فقط اینجور موقعها میتونستم حسابی گریه کنم تا سبک بشم بابایی هم که میفهمید اصل قضیه از کجا آب میخوره میومد پیشم ومثلا با یه تلفن اسباب بازی زنگ میزد به اداره برق وکلی شکوه وشکایت که شما نمیگید یه دختر خوشگل نشسته اینجا داره کارتون میبینه چرا وسط گوریل انگوری یا گالیور برقا رو قطع میکنید آخه مگه شما انصاف ندارین.....وکلی از اینجور حرفها تا من یه کم آروم بشم. بعد که دیدمن هنوز لب و لوچم آویزونه انگشتهای دست و پاشو میذاشت روی زمین و بهم میگفت هر کدوم از این انگشتها رو فشار بدم یه ترانه برام میخونه از خواننده های مورد علاقش مثل پوران ٬دلکش٬ویگن مرضیه ولی از همه بیشتر عاشق صدای پوران بود اصلا به عشق آهنگهای اون اسم منو ترانه گذاشته بود با اینکه صدای بابا خیلی قشنگ بود ولی من از سوزی که توی صداش بود همیشه فراری بودم و خیلی احساس بدی داشتم چون بعضی از مواقع وقتی داشت برام میخوند یگهو بغض بدی گلوشو میگرفت و یو اشکی یه قطره اشک آروم روی گونه هاش و می غلتید و بابا اونو زود پاکش میکرد که من نبیینم.......و بعد منو بغلم میکرد و این شعر را با یک ملودی بسیار سوزناک برام میخوند..... ترانه ترانه برای ماندم شده ائ تنها بهانه.......
میون اونهمه آهنگ و ترانه من عاشق چند تا ملودی خارجی که بابا میخوند بودم چون دیگه نمی تونست اونها رو غمگین کنه یکی از اونا همین آهنگ مونامو بود که وقتی خیلی شاد بود برام میخوند و با منه کوچولو تانگو میرقصید......ولی من پریشب بعد از ۲۸ سال وقتی این آهنگ رو شنیدم به یاد بابای مهربونم حسابی گریه کردم...........


گوهر صبر سفتنم باید
                      راز با کس نگفتنم باید
من وتنها نشینی شبها
                     در خیال تو خفتنم باید
آه از دست این گرفته دلی
                     گرد ز آئینه رفتنم باید
دانه مهر خواهش خاکم
                    دست سبز شکفتنم باید
سر گنج غمیست در دل من
                    کز حریفان نهفتنم باید
                                                               ندیم (بابای خوبم)

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:6 توسط ترانه |

زمان

در میان لحظه های تنهائی

           چه دلفریبانه زمانه میرقصد

در انتظار موهوم یک نگاه

       یا دستی که نوازش دهد مرا

                           چه با تمسخر مینگری مرا ای زمان

سهم من از زندگی چه بود

          در آن زمان که پای نهادم به دنیای خویش

چه سیاه بود صورتت اما پنهان به زیر رنگ

              چه قهقه های مستانه ای زدی

بر بخت تیره من

               در آرامش

                        تیک تاک تیک تاک

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:5 توسط ترانه |