خیلی وقت پیش وقتی در کمپ زندگی می کردم جزئ از گروهی شده بودم که به پناهنده گان کمک می کردند تا آنها بتوانند اقامت بگیرند در میان اون افراد صرف نظر از اعتقاداتشون یک مرد بسیار خیری بود که واقعا میخواست به همه کمک کنه این بنده خدا یک روز با من تماس گرفت و گفت چند روز دیگه روز هشتم مارشه و ما میخواهیم که نوشته های شما زنان را در مجلات خودمون چاپ کنیم اگه میتونی یه متنی در رابطه با روز زن بنویس من هم قبول کردم واین اولین مقاله ایی بود که از بعد از دوره هنرستان مینوشتم امیدوارم که توانسته باشم تا حدودی حق مطلب را ادا کرده باشم.
آیا زن براستی زن در ایران تحجر زده وسنت گرا چه جایگاهی میتواند داشته باشد ؟؟؟؟؟؟
تصویر زن در جامعه کنونی ما چیست جز انسانی در زنجیر بافته شده که در طول تاریخ مردان زیر پوشش دین و بنا به مصالح خویش بر دانه دانه های این بافته قفلی محکم کوبیده و میکوبند و از زن پیکره ای ساخته اند که دیگر توان کشیدن این حجم سنگین را به دوش ندارند. او بدنبال دریچه ایست به سوی رها شدن و در جستجوی شاه کلیدیست که بتواند این قفلهای پوسیده را باز کند اما چگونه!!.....این قفلهای عشیره ایی فولادیست. و بدبختانه این بافته ها آنچنان در پوست و گوشت ما گره خورده که خود یک جامعه مرد سالار بوجود آورده ایم. در پشت حصار تعلقات پنهان میشویم وخود تیشه به ریشه خود میزنیم .
در چنین جامعه ایست که ما با وجود زنان تحصیلکرده موفق باز هم شاهد این این زخم داغمه بسته بر پیشانی خود هستیم. سوختن و ساختن را برای خود ارزشی بزرگ میدانیم و دخترانی در بند بار میآوریم و نسلها را در بند میکشیم واین کهنه قباییست که بر تن داریم.......
پ.ن .البته باید بگم این مطلب کوتاه با مساعدت یک خانوم بسیار مهربان هرگز در هیچ مجله ای چاپ نشد........
پ.ن دوم .روز جهانی زن را به تمام بانوان شرافتمند ایرانی در سراسر گیتی تبریگ می گویم![]()
برای همه تون.