در دست های تو
دنیا
دروغین است
چشمت همه آهن
پایت همه تردید
دستت همه کاغذ
این فردا که فراز دارد میبینی
قلب بزرگ ماست
دریا درون سینه ام جاری ست
با قایق تردید
با ارتفاع موج ها ، شلاق
در من همه فانوس ها
خاموش می شوند
گل ها معلق در فضا
یکریز می گریند
سنگینی یک چیدن
سر پنجه ی بی اعتنای تست
و قلب مغموم کبوترها
در استکاک لحظه های دام
با سرخی شفاف
در انتظار مهربانی های چشمانند
پایت همه خسته
دستت همه بسته
در من طنین آبشاران نیست
در درست های تو
دنیا دروغین است
پ.ن.از همه دوستان عذر میخواهم که نمیتوانم براتون کامنت بذارم راستش الان هم باورم نمیشه که میتونم بنویسم ....![]()
![]()
دوست عزیزی خواست که کامپیوتر منو درست بکنه ولی زد و الفبای نوشتاری کامپوتر رو هم نابود کرد
......حالا نمیدونم چه گلی به سرم بگیرم....![]()
پ.ن. ناصر عزیز سال داشت درگذشت مادر نازنینت رو به تو و خانواده محترمت تسلیت میگویم . روانش شاد باد....![]()